تبلیغات
گروه مدل سازان اطلاعات ساختمان - مطالب مدیریت پروژه، Project Management

درحال مشاهده: گروه مدل سازان اطلاعات ساختمان - مطالب مدیریت پروژه، Project Management

ادعونیاهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

مدیریت حجم کار تیم

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:03
امیرحسین ستوده بیدختی
مدیریت حجم کار تیم

 
حجم کار فعلی تیم را بررسی کنید. شما فقط آنچه را که می دانید، می توانید مدیریت کنید. پس ابتدا ببینید دقیقاً چه افرادی در تیم شما هستند. سپس در یک ماتریس، زمان در دسترس بودن آنها را مشخص نمایید. با بررسی گزارش های مدیریت منابع، ببینید هر فرد بر روی چه فعالیت هایی کار می کند.

افراد با حجم کاری بالا را شناسایی کنید. یک قاعده مناسب، آن است که 80 درصد از وقت افراد به فعالیت ها تخصیص یابد و 20 درصد بقیه برای پاسخ دادن به تلفن، شرکت در جلسات، پاسخگویی به مشکلات فوری مشتریان، و مواردی از این قبیل در نظر گرفته شود. این 20 درصد باید در طول هفته پخش شود.

افراد با حجم کاری پایین را شناسایی کنید. ممکن است همه افراد همواره مشغول به نظر برسند، اما باید مطمئن شوید که تمامی افرادتان کار معنی داری برای انجام دادن دارند.

مهارت های افراد و غیبت های آنان از کار را به حساب آورید. در مورد تعطیلی ها با افرادتان صحبت کنید و مراقب باشید که در روزهای تعطیل، کاری را بر عهده آنان نگذارید. همچنین اطلاعات شما در مورد مهارت های افرادتان باید به روز باشد.

تخصیص های خود را تعدیل نمایید. در نهایت باید حجم کار افراد شناسایی شده در بندهای 2 و 3 را اصلاح کنید. برای این کار می توانید از نرم افزارهای مدیریت منابع نیز کمک بگیرید.


ارسال شده در:

انتخاب افراد مناسب برای تیم هایی که از نظر جغرافیایی پراکنده اند

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:02
امیرحسین ستوده بیدختی
انتخاب افراد مناسب برای تیم هایی که از نظر جغرافیایی پراکنده اند

هنگام انتخاب اعضای تیم هایی که از نظر جغرافیایی، در یک محل متمرکز نیستند، باید افرادی را برگزینید که برای چنین وضعیتی کیفیت های مناسب را دارا باشند. افرادی با کیفیت های زیر را جستجو نمایید:

خود انگیخته: اعضایی را برای تیم خود انتخاب کنید که میزان خود انگیختگی آنها بالاتر از حد متوسط باشد و تمایل داشته باشند که به طور مستقل کار کنند، نه کسانی که برای انجام کارشان به تشویق و توجه مداوم نیاز دارند.

دارای مهارت های ارتباطی خوب: ممکن است برای تماس رو در رو محدودیت وجود داشته باشد، پس افراد باید از مهارت های ارتباطی قوی برخوردار باشند، از جمله توانایی کار کردن با تکنولوژی های اینترنتی.

نتیجه گرا: شما به افرادی نیاز دارید که بخواهند اهدافی را برگزینند و به آنها برسند. آنها نباید از اینکه شاخص های کلیدی عملکردشان مورد ارزیابی قرار گیرد، ناراحت شوند.

صادق و دارای ذهن باز: شما نمی توانید اعضای تیمتان را از راه دور ببینید، بنابراین مجبورید به آنها اعتماد کنید که با مشکلات، پیشنهادها و سایر فیدبک های خود به شما مراجعه کنند. به همین دلیل، لازم است افرادی را انتخاب کنید که دارای شخصیتی باز و رُک و راست باشند.


ارسال شده در:

3 رویکرد هنگامی که حامی مالی نمی تواند پروژه را به طور کامل تعریف کند

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:01
امیرحسین ستوده بیدختی
3 رویکرد هنگامی که حامی مالی نمی تواند پروژه را به طور کامل تعریف کند

گاهی اوقات مدیر پروژه، انتظاراتی بسیار بالاتر از آنچه کارفرمایان و حامیان مالی در نظر دارند، را تصور می کند. در بسیاری از موارد، مدیر پروژه به سراغ کارفرما می رود تا پاسخ پرسش های خود را برای تعریف پروژه بیابد، اما کارفرما تمامی اطلاعات مورد نیاز را ندارد. این اتفاق همواره رخ می دهد و به این معنا نیست که کارفرما نمی داند آنها چه می کنند. در بسیاری از موارد، خصوصاً در پروژه های بزرگ، کارفرما چشم اندازی از نتایج پایانی در ذهن دارد، اما نمی تواند دیدگاه خود را به صورت اهداف، اقلام قابل تحویل و محدوده پروژه بیان نماید.
برای زمانی که شما اطلاعات زیادی در مورد طبیعت پروژه ندارید، سه رویکرد وجود دارد:
افزایش دادن دامنه برآورد، بر اساس عدم قطعیت: اگر از شما خواسته شود که هزینه، مدت زمان و تلاش مورد نیاز را برآورد کنید، بر اساس عدم قطعیت موجود، دامنه ای را با حدود بالا و پایین تعیین کنید، مثلاً %15-/+ .

شکستن کار به پروژه های کوچکتر: حتی اگر نتوان نتایج نهایی را به وضوح تعریف کرد، باید بتوان بخشی از کار را بخوبی تعریف نمود، که به نوبه خود به اطلاعات مورد نیاز برای نتیجه نهایی منجر خواهد شد. بنابراین، یک گزینه مناسب، آن است که کار را، بر اساس اطلاعات موجود، به یک سری پروژه های کوچکتر بشکنید.

آشکار کردن جزئیات همراه با پیشرفت پروژه: اگر مجاز به شکستن پروژه نیستید، حداقل باید آنقدر اطلاعات داشته باشید که بتوانید برای 90 روز آینده، برنامه تهیه کنید. در این رویکرد، برنامه ریزی دقیق و با جزئیات را برای کوتاه مدت انجام می دهید؛ در پایان هر ماه که برنامه را بازنگری می کنید، جزئیات یک ماه دیگر را به برنامه می افزایید.



ارسال شده در:

هوش هیجانی چیست؟

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:01
امیرحسین ستوده بیدختی
هوش هیجانی چیست؟

همه ما دارای شخصیت های مختلف، خواسته ها و نیازهای مختلف، و شیوه های مختلف برای نشان دادن احساسات خود هستیم. مرور تمامی اینها به درایت و هوش و ذکاوت نیاز دارد، خصوصاً اگر امیدوار باشیم که در زندگی به موفقیت دست پیدا کنیم. این، جایی است که هوش هیجانی اهمیت می یابد.
هوش هیجانی عبارت است از توانایی اینکه احساسات خود را تشخیص دهید، درک کنید که این احساسات به شما چه می گویند و دریابید که احساسات شما چه تأثیری بر اطرافیانتان دارد. همچنین، درک شما از دیگران را نیز شامل می شود: هنگامی که دریابید آنها چه احساسی دارند، بسیار مؤثرتر می توانید روابط خود را مدیریت نمایید.

افرادی که دارای سطح بالایی از هوش هیجانی هستند، معمولاً در اکثر کارهایی که انجام می دهند، موفقند. چرا؟ زیرا افرادی هستند که دیگران مایلند در تیم آنها باشند؛ اگر ایمیلی ارسال کنند، پاسخ می گیرند؛ و زمانی که به کمک نیاز دارند، آنرا دریافت می کنند. از آنجا که این افراد حس خوبی در دیگران ایجاد می کنند، بسیار آسانتر از کسانی که بسادگی خشمگین یا ناراحت می شوند، زندگی را سپری می نمایند. 


ارسال شده در:

نقش های مدیریتی مینتزبِرگ (Mintzberg)

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:00
امیرحسین ستوده بیدختی
نقش های مدیریتی مینتزبِرگ (Mintzberg)

مدل نقش های مدیریتی مینتزبِرگ 10 نقش اساسی را برای مدیران برمی شمارد:

دست نشانده
رهبر
رابط
مبصر
مروج
سخنگو
کارآفرین
رسیدگی کننده به آشوب و هرج و مرج
تخصیص دهنده منابع
مذاکره کننده
هنگامی که قصد دارید مهارت های مدیریتی خود را توسعه و بهبود دهید، می توانید مدل نقش های مدیریتی مینتزبِرگ را به عنوان یک چهارچوب مرجع، مورد استفاده قرار دهید.
به عنوان یک اولویت، بر روی نقش هایی کار کنید که بیشتر اوقات آنها را ایفا می کنید. به یاد داشته باشید که لزوماً نباید تمامی نقش ها را به عنوان بخشی از کار خود، اجرا نمایید. 


ارسال شده در:

10 پرسش برای بهبود مدیریت موجودی کالا

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
05:59
امیرحسین ستوده بیدختی
10 پرسش برای بهبود مدیریت موجودی کالا

همانطور که اغلب مدیران اجرایی می دانند، تعیین مقدار مناسب موجودی انبار، ضروری است؛ زیرا نه تنها هزینه ها را کنترل می کند، بلکه معیاری برای تعیین سلامت کل شرکت است.
برای تعیین میزان مناسب موجودی کالا، به 10 پرسش زیر پاسخ دهید:

آیا می توانید موجودی عملیاتی خود را به سه سطح موجودی مورد نیاز برای حفظ امنیت (تولید یا فروش)، نیاز به تأمین مجدد و موجودی مازاد، تقسیم کنید؟
آیا شرکت شما از مؤثرترین روش برای محاسبه سطوح ایمن موجودی کالا استفاده می کند؟
آیا سطوح ایمن موجودی را به طور منظم، از نو محاسبه می کنید تا از به روز بودن آنها مطمئن شوید؟
چه کسی در مورد سیاست های موجودی کالاهای کلیدی، تصمیم گیری می کند؟
چه کسی دفعات بهینه برای سفارشات تولید را تعیین می کند؟
اگر مجموعه شما به تنهایی تصمیم گیرنده نباشد، جریان سفارشات و موجودی محصولات را چگونه تعیین می کنید؟
آیا مقدار سفارش بهینه و جریان محصول، بر اساس قاعده ای منظم، محاسبه می شود؟
آیا بر موجودی اضافی یا از تاریخ گذشته، نظارت منظم دارید؟ و آیا این مشاهدات به برنامه های عملیاتی هدفمند برای فروش ارزان این موجودی ها یا کاهش آنها مرتبط است؟
آیا تجزیه و تحلیل ریشه ای معایب را بر موجودی اضافی و منقضی اِعمال می کنید و می دانید که چگونه آنها را به برنامه های عملیاتی که مانع از تولید موجودی اضافی می شود، مرتبط کنید؟
آیا تمامی موارد بالا را برای انواع موجودی ها (اعم از کالای نهایی، مواد اولیه، کالای در جریان ساخت و موجودی ذخیره) در تمامی بخش های سازمان به کار می برید؟

(خلاصه شده از خبرنامه گروه آریانا)

ارسال شده در:

To_Do_Listهای اولویت بندی شده

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
05:57
امیرحسین ستوده بیدختی
To_Do_Listهای اولویت بندی شده

برای آنکه در محل کار خود، سازمان یافته عمل کنید، باید To_Do_Listها را مورد استفاده قرار دهید. با به کار گیری آنها مطمئن خواهید شد که:
انجام هیچیک از کارهای ضروری را فراموش نمی کنید.
ابتدا به مهمترین کار می پردازید، و وقت خود را برای کارهای بی اهمیت هدر نمی دهید.
تعداد زیاد کارهای بی اهمیت، در شما استرس ایجاد نمی کند.
برای تهیه To_Do_List و استفاده از آن، به ترتیب زیر عمل نمایید:
ابتدا فهرستی از تمامی فعالیت هایی که باید انجام شوند، تهیه کنید.
در کنار هر فعالیت، میزان اهمیت آنرا با استفاده از حروف A (خیلی مهم) تا F (بی اهمیت) مشخص نمایید.
فهرست را بر اساس این اولویت ها مرتب کنید.

ابتدا فعالیت هایی را که در بالای فهرست قرار دارند، انجام دهید. اینها مهمترین و مفیدترین فعالیت هایی هستند که باید انجام شوند.
برای مدیریت To_Do_List خود می توانید از برخی از نرم افزارها نیز استفاده کنید. در این صورت، به احتمال زیاد، می توانید همیشه و همه جا به آن دسترسی داشته باشید، زیرا اکثر آنها قابلیت همگام شدن با گوشی های هوشمند را دارا هستند.

ارسال شده در:

تکنیک گوجه فرنگی (Pomodoro)

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
05:54
امیرحسین ستوده بیدختی
تکنیک گوجه فرنگی (Pomodoro)

تکنیک گوجه فرنگی در دهه 80 میلادی توسط فرانچسکو چیریلّو مطرح شد و در کتاب او به همین نام منتشر گردید.
این تکنیک از یک تایمر برای تقسیم زمان کاری شما به قطعات 25 دقیقه ای استفاده می کند و هر یک از این قطعات، یک "گوجه فرنگی" (Pomodori) نامیده می شود. پس از هر قطعه، 5 دقیقه استراحت می کنید. بعد از تکمیل چهار گوجه فرنگی، زمان یک استراحت 20 الی 30 دقیقه ای فرامی رسد.
این، یک تکنیک ساده است؛ استفاده از آن آسان می باشد؛ و می تواند هم برای بهره وری و هم برای سلامتی شما فواید بسیار داشته باشد. استراحت های مکرر، توانایی تمرکز شما بر کار را بهبود می بخشد، که بهره وری شما را افزایش می دهد. این استراحت ها به بدن شما کمک می کند که با تأثیرات منفی ناشی از دوره های طولانی عدم تحرک فیزیکی، مقابله نماید. 


ارسال شده در:

نظریه هدف گذاری Locke

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
05:53
امیرحسین ستوده بیدختی
نظریه هدف گذاری Locke

هدف گذاری، یک روش قدرتمند برای انگیزش شما و افرادتان است. ارزش هدف گذاری آنقدر خوب شناخته شده است که اصول اولیه تعیین اهداف در همه سیستم های مدیریت گنجانده شده است. در واقع نظریه هدف گذاری به طور کلی به عنوان یکی از معتبرترین و مفیدترین نظریه های انگیزش در روانشناسی صنعتی و سازمانی، مدیریت منابع انسانی، و رفتار سازمانی، پذیرفته شده است.
دکتر Edwin Locke در اواخر دهه 60 میلادی در مقاله ای بیان کرد که کارکنان توسط اهداف شفاف و بازخورد مناسب، انگیزه پیدا می کنند. تحقیقات او نشان داد که اهداف خاص و دشوار نسبت به اهداف مبهم یا آسان، منجر به عملکرد کاری بهتری می شود.
چند سال بعد، محققی دیگر به نام دکتر Gary Latham تأثیر تعیین اهداف بر محل کار را مورد بررسی قرار داد. نتایج او یافته های Locke را کاملاً تأیید کرد، و ارتباط جدایی ناپذیر میان تعیین اهداف و عملکرد محل کار، شکل گرفت. در سال 1990، Locke و Latham کار اصلی خود را با عنوان: "A Theory of Goal Setting and Task Performance" منتشر کردند. آنها در این کتاب بر لزوم تعیین اهداف مشخص و دشوار تأکید کردند و سه ویژگی دیگر را نیز برای هدف گذاری موفق برشمردند. طبق نظریه آنها برای آنکه اهداف، برانگیزاننده باشند، باید ویژگی های زیر را داشته باشند:
شفافیت: اهداف شفاف، مبهم نبوده، قابل اندازه گیری هستند.

چالشی بودن: افراد برای دستیابی به اهداف چالشی، انگیزه بیشتری از خود نشان می دهند.

تعهد: برای آنکه اهداف، مؤثر باشند باید درک شوند و مورد توافق قرار گیرند.

بازخورد: بازخورد، فرصت هایی را برای شفاف ساختن انتظارات، تنظیم دشواری اهداف، و به دست آوردن شناخت فراهم می سازد.

پیچیدگی کار: افرادی که کارهای پیچیده و سخت را انجام می دهند، دارای سطح بالاتری از انگیزش هستند؛ اما مراقب باشید که پیچیدگی و سختی کار آنقدر زیاد نشود که افراد را بیش از حد خسته کند.


ارسال شده در:

اسکرام

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
05:47
امیرحسین ستوده بیدختی
تعریف اسکرام
چارچوبی است که در آن افراد می‌توانند درحالی‌که به شکل خلاقانه محصولاتی با بالاترین ارزش ممکن ارائه می‌دهند، مشکلات پیچیدە‌ی سازگاری طلب (Complex Adaptive Problems) را حل کنند. چارچوب اسکرام داری ویژگی‌ها زیر است:

سبک‌وزن است.
یادگیری آن ساده است.
تسلط بر آن دشوار است.

 اسکرام چارچوبی برای فرآیند است که به منظور مدیریت توسعە‌ی محصولات پیچیده از اوایل دهه نود میلادی به کار گرفته شد. اسکرام به خودی‌خود یک فرآیند و یا شگرد ساخت محصول نیست؛ بلکه چارچوبی است که در آن می‌توانید شگردها و فرآیندهای گوناگونی را بکار ببندید. اسکرام سطح سودمندی روش‌های توسعه و مدیریت محصولی که پی می‌گیرید را شفاف می‌کند، بنابراین می‌توانید آنها را بهبود بخشیده و پیشرفت کنید.

چارچوب اسکرام
چارچوب اسکرام از «تیم‌های اسکرام» و نقش‌های مرتبط با آن‌ها، رویدادها، مصنوعات و یک سری قوانین تشکیل شده است. هر یک از مؤلفه‌های درون این چارچوب، هدفی خاص را دنبال می‌کند که برای عملکرد صحیح و موفقیت اسکرام ضروری است.

قوانین اسکرام نقش‌ها، رویدادها و مصنوعات آن را به هم متصل کرده و در مورد تعاملات بین آن‌ها تصمیم‌گیری می‌کند. در متن این راهنما به تشریح و توصیف همین قوانین پرداخته شده است.

نظریه اسکرام
شالوده اسکرام بر پایه نظریه کنترل فرآیند تجربی یا «تجربه‌گرایی» بنا نهاده شده است. نظریه تجربه‌گرایی تأکید میکند که دانش از تجربه حاصل می‌شود و تصمیم‌گیری بر اساس دانسته‌ها است. اسکرام به منظور بهینه‌سازی قدرت پیش‌بینی و کنترل ریسک از یک روش تکرارشونده، افزایشی استفاده می‌کند.

هر نوع اجرای مبتنی بر نظریه کنترل فرآیند تجربی را سه رکن اساسی تقویت می‌کند: شفافیت، بازرسی و سازگاری.


شفافیت در چارچوب اسکرام
برای کسانی که مسئول خروجی کار هستند باید زوایای مهم فرآیند، قابل مشاهده و به عبارتی شفاف باشد. ایجاد شفافیت مستلزم تعریف آن زوایا با استفاده از یک استاندارد مشترک است تا همگان درک مشترکی ازآنچه دیده می‌شود داشته باشند.

برای مثال:

تمام ذی‌نفعان باید برای توصیف فرآیند، از یک زبان مشترک استفاده کنند.
کسانی که کار را انجام می‌دهند و کسانی که کار را تأیید می‌کنند باید تعریفی روشن از «تکمیل شده» را میان خود به اشتراک بگذارند.
مقاله مرتبط :‌ استانداردهای مهندسی ارزش

بازرسی در چارچوب اسکرام

کسانی که از اسکرام استفاده می کنند، باید به طور مداوم مصنوعات اسکرام و پیشرفت کارها را در مقایسه با یک هدف اسپرینت، موردبررسی قرار دهند تا ناسازگاری‌های نامطلوب تشخیص داده شود. بازرسی‌ها نباید آنقدر مکرر باشد تا به طور کل تبدیل به مانعی بر سر راه شود. این بررسی‌ها زمانی بیشتر مفید خواهند بود که توسط کارشناسان متخصص در زمان معین انجام پذیرند.

سازگاری در چارچوب اسکرام
اگر بررسی‌کننده پس از بازرسی، تشخیص داد که فرآیند از یک یا چند جنبه از حدود قابل قبول خارج شده و ادامه فرآیند به همین شکل باعث غیرقابل پذیرش شدن محصول تولیدی می‌شود، فرآیند یا آنچه فرآیند بر روی آن انجام می‌شود باید اصلاح شود. این کار باید در سریع‌ترین زمان ممکن صورت گیرد تا از انحرافات بیشتر جلوگیری به عمل آید.


ارزش‌های اسکرام

وقتی ارزش‌هایی مانند تعهد، شجاعت، تمرکز، بازبودن و احترام، توسط تیم اسکرام مجسم ومحقق شود، ارکان شفافیت، بازرسی و سازگاری اسکرام، پدیدار شده و موجب ایجاد اعتماد برای همه خواهد شد. اعضای تیم اسکرام وقتی با رویدادها، نقش‌ها و مصنوعات اسکرام کار می‌کنند، این ارزش ها را کشف کرده و یاد می‌گیرند.

استفاده‌ی موفق از اسکرام بستگی به افزایش سطح مهارت افراد در اُنس با این پنج ارزش و به‌کارگیری آن‌ها دارد. همه افراد به شخصه برای دستیابی به اهداف تیم اسکرام متعهد می‌شوند. اعضای تیم اسکرام شجاعت انجام کار درست و دست‌ و پنجه نرم کردن با مسائل دشوار را دارا هستند. همه بر روی کار اسپرینت و اهداف تیم اسکرام متمرکز می‌شوند. اعضای تیم اسکرام و ذی‌نفعان آنها با یکدیگر توافق دارند که نسبت به همه‌ی کارها و چالش‌های حین کار، باز عمل کنند. اعضای تیم اسکرام برای استقلال فردی و توانمندی یکدیگر احترام قائلند.



ارسال شده در:

متدولوژی پرینس۲ (Prince2)

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
05:37
امیرحسین ستوده بیدختی
آشنایی با متدولوژی پرینس۲ (Prince2)
PRINCE2 هفت اصل زیربنایی معرفی می‌کند(اصول پرینس۲)؛ اصولی که محقق کردنشان برای موفقیت هر نوع پروژه‌ای لازم است و سهل‌انگاری در حتی یکی از آن‌ها می‌تواند منجر به شکست پروژه شود.

اصول زیربنایی PRINCE2 از این قرارند:

 توجه دایمی به توجیه‌پذیری پروژه
 درس گرفتن از گذشته
 تعریف دقیق و شفاف نقش‌ها و مسئولیت‌ها
 مدیریت مبتنی بر مرحله
 مدیریت مبتنی بر سطوح
 تمرکز بر محصول
 اختصاصی‌سازی سیستم برای شرایط پروژه
اصل ۱ از اصول پرینس۲: توجه دایمی به توجیه‌پذیری پروژه:
همیشه باید عواملی را که پروژه را برایمان توجیه‌پذیر می‌کنند به خوبی بشناسیم و مستند و به‌روزرسانی کنیم تا از یک سو مطمئن باشیم که تمام تصمیم‌گیری‌های کلان همسو با این توجیه‌پذیری هستند و از سوی دیگر هرگاه که پروژه توجیه‌پذیری خود را از دست داد بلافاصله آن را متوقف کنیم تا خسارت‌های کمتری ببینیم.

 اصل ۲ از اصول پرینس۲: درس گرفتن از گذشته:
همیشه در حال تجربه کردن هستیم و برای این تجربه‌ها نیز هزینه می‌کنیم؛ در نتیجه باید آنها را حفظ کنیم و به کار بگیریم تا بتوانیم هر روز موفق‌تر از روز قبل باشیم. تجربه‌های پروژه باید دایما و به تدریج در قالب درس‌های آموخته ثبت شوند و پرونده‌های پروژه نیز باید به شکلی قابل دسترسی بایگانی شوند.

 اصل ۳ از اصول پرینس۲: تعریف دقیق و شفاف نقش‌ها و مسئولیت‌ها:
 وجود افراد شایسته به تنهایی کافی نیست، مگر اینکه هرکدام از آنها به خوبی بدانند که چه انتظارهایی از آنها می‌رود و چه انتظارهایی می‌توانند از دیگران داشته باشند.


 اصل ۴ از اصول پرینس۲: مدیریت مبتنی بر مرحله:
به خاطر عدم قطعیت‌های حاکم بر پروژه‌ها نمی‌توان آن‌ها را از ابتدا به تفصیل برنامه‌ریزی کرد. به همین خاطر باید هر پروژه را به بازه‌هایی زمانی که مرحله مدیریتی نامیده می‌شوند تقسیم کنیم و برنامه‌ریزی‌ها و کنترل‌ها را بر آن اساس شکل دهیم.



 اصل ۵ از اصول پرینس۲: مدیریت مبتنی بر سطوح:
به ازای هر پروژه باید چهار سطح تصمیم‌گیری وجود داشته باشد که سه سطح آنها داخل پروژه و یک سطح خارج پروژه قرار می‌گیرد. باید سطح رواداری هر سطح نیز مشخص باشد و اگر مسئله‌ای پیش آمد که اهمیت آن کمتر از سطح رواداری آن سطح بود، حتما در همان سطح تصمیم‌گیری شود و سطوح بالاتر در آن تصمیم‌گیری دخالت نکنند. اگر اهمیت بیشتر از سطح رواداری بود باید به سطح بالاتر ارجاع داده شود.


 اصل ۶ از اصول پرینس۲: تمرکز بر محصول:
هدف تولید محصول است، نه کار کردن. کار کردن فقط ابزاری است که برای تولید محصول استفاده میکنیم. به همین خاطر باید تمرکزمان بر محصول باشد و کارها را بر آن اساس شکل دهیم و اصلاح کنیم.

 اصل ۷ اختصاصی‌سازی سیستم برای شرایط پروژه:
هر پروژه دارای شرایط ویژه و اختصاصی مربوط به همان پروژه است،همانطور که در پی ام باک در تعریف پروژه یکتایی پروژه جزو ویژگی های اصلی آن برشمرده شده است،در استاندارد پرینس ۲ با تکیه بر همین اصل،بخش Tailoring یا همگام کردن سیستم مدیریت پروژه با ابعاد و شرایط پروژه بهبود و کارایی بهتری را جهت پیاده سازی سیستم مدیریت پروژه در اختیارمان قرار میدهد.

زمینه‌های Prince2

زمینه‌های پرینس۲ از این قرارند:

انگیزه تجاری
سازمان
کیفیت
برنامه‌ها
ریسک
تغییر
پیشرفت

 زمینه ۱ از زمینه‌های پرینس۲: انگیزه تجاری:
زمینه ۱ از زمینه‌های پرینس ۲ انگیزه تجاری مفهوم یا سندی است که توجیه‌پذیری پروژه و اطلاعات تکمیلی آن را در خود جای می‌دهد و باید پیش از شروع هر مرحله و در زمان رخ دادن هر مسئله مهم و خاص (exception) به‌روزرسانی و بررسی شود.

 زمینه ۲ زمینه‌های پرینس۲: سازمان:
هر پروژه نیاز به هشت نقش پیشفرض دارد که هرکدام مهارت‌ها، اختیارات و وظایف خاصی دارند. باید این نقش‌ها را در پروژه خود داشته باشید و نقش‌های تکمیلی را نیز به آنها بیافزایید. نقش‌ها باید طوری تنظیم شده باشند که با تمام اصول، از جمله اصل مدیریت مبتنی بر سطوح هماهنگ باشند.

 زمینه ۳ زمینه‌های پرینس۲: کیفیت:
زمینه‌های پرینس۲
باید کیفیت محصول و تحویل شدنی‌های آن را به خوبی برنامه‌ریزی و عملی کنیم و برای این کار لازم است که به کیفیت کار نیز توجه داشته باشیم. کیفیت کار باید دائما بهبود داده شود، ولی کیفیت محصول حد مشخصی دارد و قرار نیست از آن بالاتر برود.


 زمینه ۴ زمینه‌های پرینس۲: برنامه‌ها:
چهار نوع برنامه در پروژه به کار گرفته می‌شود. برنامه کلان، که در مرحله آغازش تهیه می‌شود و در تمام مدت اجرا به‌روزرسانی می‌شود، برنامه‌های تفصیلی مرحله‌های مدیریتی که حتما باید پیش از شروع مرحله تکمیل شوند و به تصویب برسند، برنامه‌های بسیاری تفصیلی تیم‌های اجرایی که تهیه آن‌ها اختیاری است و برنامه‌های اصلاحی که در صورتی که تغییرات عمده باشند و نتوان از برنامه‌های جاری استفاده کرد جانشین آنها خواهند شد.

 زمینه ۵ زمینه‌های پرینس۲: ریسک:
باید علاوه بر تحویل‌شدنی‌های مسلم پروژه رویدادهایی که وقوعشان حتمی نیست را نیز برنامه‌ریزی کرد و اقدام‌هایی برایشان در نظر گرفت تا فرصت‌ها از دست نروند و تهدیدها مشکل‌زا نشوند.

 زمینه ۶ زمینه‌های پرینس۲: تغییر:
زمینه‌های پرینس۲
تغییر اجتناب‌ناپذیر است و تنها زمانی مضر است که تحت کنترل نباشد. باید روند یکپارچه‌ای برای کنترل و اعمال تغییرات وجود داشته باشد.

زمینه ۷ زمینه‌های پرینس۲: پیشرفت:
باید دائما عملکرد پروژه را ارزیابی کنیم و از نتایج این ارزیابی برای کنترل پروژه، یعنی طراحی اقدامات پیشگیرانه و اصلاحی استفاده کنیم.

آشنایی فرآیند‌های Prince2

فرآیندهای PRINCE2 از این قرارند:

راه‌اندازی پروژه 
هدایت پروژه 
آغازش پروژه
 کنترل مرحله مدیریتی 
مدیریت تحویل محصول 
مدیریت شرایط حدی مرحله مدیریتی 
خاتمه پروژه
در ادامه این فرآیندها را به طور خلاصه بررسی خواهیم کرد.



فرآیند اول از فرآیند‌های پرینس۲: راه‌اندازی پروژه:
فرآیند راه‌اندازی پروژه پیش از شروع پروژه انجام می‌شود و اطلاعاتی را فراهم می‌کند که برای تصمیم‌گیری در خصوص شروع کردن یا شروع نکردن پروژه به کار خواهند رفت.

فرآیند ۲ از فرآیند‌های پرینس۲: هدایت پروژه:
این فرآیند بعد از فرآیند راه‌اندازی شروع می‌شود و تا پایان پروژه ادامه پیدا می‌کند. این فرآیند مسئول هدایت پروژه در مسیر انگیزه تجاری آن و تصمیم‌گیری در مورد مسایل کلان است.

فرآیند ۳ از فرآیند‌های پرینس۲: آغاز پروژه:

فرآیند آغازش در اولین مرحله مدیریتی اجرا می‌شود و کل برنامه را به طور کلان برنامه‌ریزی می‌کند. اجرای پروژه بعد از این فرآیند آغاز می‌شود.

فرآیند ۴ فرآیند‌های پرینس۲: کنترل مرحله مدیریتی:
وقتی کارهای اجرایی در حال انجام هستند، فرآیند کنترل مرحله مدیریتی در سطح مدیریت بر اجرای آنها نظارت خواهد داشت.

فرآیند ۵ فرآیند‌های پرینس۲: مدیریت تحویل محصول:
زمینه‌های پرینس۲
وقتی کارهای اجرایی در حال انجام هستند، فرآیند مدیریت تحویل محصول در سطح تحویل آنها را مدیریت خواهد کرد.

فرآیند ۶ فرآیند‌های پرینس۲: مدیریت شرایط حدی مرحله مدیریتی:
وقتی به پایان یک مرحله برسیم، برنامه تفصیلی مرحله بعد در این فرآیند تهیه می‌شود. اگر تغییرات و مسایل به حدی باشند که لازم باشد برنامه‌های اصلاحی جانشین برنامه قبلی شود، تهیه برنامه اصلاحی نیز به عهده همین فرآیند خواهد بود.

 فرآیند ۷ فرآیند‌های پرینس۲: خاتمه پروژه:

وقتی محصول نهایی پروژه تکمیل شود یا تصمیم بر لغو پروژه بگیریم این فرآیند را اجرا می‌کنیم تا کارهای نهایی را انجام دهد.



ارسال شده در:

تاخیرات در پروژه های ساخت

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
05:34
امیرحسین ستوده بیدختی
تعریف تاخیرات
تاخیر، عمل یا رویدادی است که زمان مورد اشاره در قرارداد برای انجام عملی خاصی را طولانی تر کند. به‌طور کلی تاخیرات ناشی از علل مختلفی هستند که از عملکرد گروه‌های درگیر پروژه ایجاد می شوند. موفقیت پروژه رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده تعریف می‌شود. در یک پروژه موفق، اجرای فنی پروژه به خوبی صورت گرفته، زمان‌بندی حفظ شده و هزینه های بودجه بندی شده نیز حفظ شده‌اند (امامی زاده، ۱۳۸۳).


تاخیرات چرا؟
دلایل تأخیر در کشورهای مختلف می‌تواند به دلایل زیادی متفاوت باشد ازجمله تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی، نوع قرارداد و روش ساخت، مسائل سیاسی و قوانین دولتی، شرایط زمین‌شناختی و آب‌وهوایی و… اما برخی از علل مانند کمبود نیروی انسانی و مصالح، مشکلات مالی و ضعف در مدیریت در میان کشورها مشترک بوده و لذا حل‌وفصل این مشکلات دغدغه‌ای عمومی است (وطن‌خواه ۱۳۸۳).

مقاله مرتبط: زمان‌بندی پروژه

تاخیر، که تهش دعوا میشه
دعاوی تاخیر یکی از متداول‌ترین دعاوی ساخت است. ازاین‌رو صنعت ساخت نیازمند روش‌های قابل‌اعتماد و مؤثری به‌منظور آنالیز علل و اثراتتأخیرات هم‌زمان است. توافق زمان پروژه‌های ساخت بین کارفرما و پیمانکار از بندهای مهم قراردادهای عمرانی است. به‌منظور اطمینان، از حصول چنین توافقی، پیمانکار ملزم به ارائه برنامه زمان‌بندی اولیه است که در دوران ساخت پروژه اجرا گردیده و با در نظر گرفتن شرایط به‌روز می‌شود. این برنامه زمان‌بندی اولیه با پیشرفت کار و مواجهه با حوادث غیرقابل‌پیش‌بینی احتیاج به بازنگری دارد.

مقاله مرتبط: تعریف ادعا

 تقسیم‌بندی تاخیرات بر مبنای منشأ ایجاد
بروز تأخیر در پروژه‌ها به عوامل متعددی بازمی‌گردد و هر یک از عوامل متصدی (کارفرما، مشاور، پیمانکار) در بروز تأخیر و میزان اثرگذاری آن دخیل هستند که با توجه به نقش هریک و اثرگذاری آن مقدار تاخیر به وجود آمده و خسارات ناشی از آن و تحمیل‌شده به سایر اولیای امور پروژه محاسبه و قابل پرداخت است. تاخیر در پروژه‌ها به دلیل پیچیدگی خاص آن‌ها امری غیرقابل‌انکار است. (جی سوویس، ۲۰۰۸)

تاخیرات در طرح‌ها را می‌توان بر مبنای معیارهایی مانند منبع ایجاد، قابلیت جبران‌پذیری و زمان رخداد آن‌ها تقسیم‌بندی و تفکیک نمود. (تروهید، ۱۳۸۳) در شکل -۱ تقسیم‌بندی تا خیرات بر اساس منبع بروز، قابلیت و میزان جبران‌پذیری تاخیر به وجود آمده آورده شده است.


شکل ۱- تقسیم‌بندی تأخیرات بر اساس منشأ بروز
در ادامه به برخی از دلایل بروز تاخیر در پروژه که مرتبط به هریک از متصدیان پروژه است اشاره می‌گردد.

تاخیرات مرتبط با کارفرما:
بخشی از دلایل بروز تأخیرات مرتبط با کارفرما را می‌توان به‌صورت زیر برشمرد:

تغییر نیازهای کارفرما به دلیل تغییر دستور کار،
تاخیرات کارفرما در تخصیص منابع،
کم‌کاری کارفرما در صدور تاییدات و مصوبات و اجرای تعهدات قراردادی،
تغییر شرایط کارگاهی از جانب کارفرما،
تاخیر در تأمین مصالح و ماشین‌آلات مورد تعهد،
تاخیر در آزادسازی و رفع معارضی،
عدم حضور نماینده،
عدم توجه به نظرات کارشناسی مشاور،
تاخیر در پرداخت پیش‌پرداخت.
مقاله مرتبط: کلیم را از کجا شروع کنیم؟

تاخیرات مرتبط با مشاوران:
عوامل زیر را می‌توان به‌عنوان بخشی از دلایل بروز تاخیر مرتبط با مشاوران بیان نمود:

تاخیر در ابلاغ نقشه‌ها،
تغییرات مکرر نقشه‌ها،
تاخیر در تائید صورت‌جلسات،
تاخیر در تائید صورت‌وضعیت‌ها،
عدم تائید به‌موقع پرداخت حق‌وحقوق پیمانکار،
عدم وجود مطالعات ژئوتکنیکی کافی و مناسب و واقعی نبودن پیش‌بینی احجام پروژه،
غیر فنی بودن دستگاه نظارت،
تاخیر در ابلاغ دستور کاره
مقاله مرتبط: انواع دعاوی در پروژه‌های ساخت


تاخیرات مرتبط با پیمانکاران:
دلایل زیر بخشی از عوامل بروز تأخیر مرتبط با پیمانکاران می‌باشند:

مشکلات مالی،
مسائل ناشی از سوء مدیریت،
موجود نبودن مواد اولیه،
برنامه‌ریزی و زمان‌بندی نامناسب،
ضعف در مدیریت تجهیزات،
کمبود نیروی انسانی ماهر.
عوامل دیگری نظیر شرایط

دشوار آب‌وهوایی،
قوه قهریه (همچون سیل و زلزله)،
و عوامل طبیعی (آب‌وهوای نامناسب)،
آلاینده‌های محیطی،
مشکلات زمین‌شناسی پیش‌بینی‌نشده،
مسائل سیاسی،
مشکلات در صنعت یا اقتصاد کشور،
تغییرات جهشی و ناگهانی قیمت مواد و مصالح و …
نیز به‌عنوان دلایلی در ایجاد تاخیر وجود دارند که از آن‌ها به‌عنوان دلایل عوامل غیرقابل‌کنترل (عوامل محیطی) یاد می‌شود و تقریباً از ید کنترل طرفین خارج است. (مانسی، ۲۰۰۷)


انواع تاخیر
همان‌طور که بیان شد در بروز تأخیرات دلایل و علت‌های گوناگونی وجود دارند که به یکی از عوامل مرتبط با پروژه و یا همه آن‌ها بازمی‌گردد. ازاین‌رو تاخیرات را می‌توان در قالب و چارچوب‌هایی تقسیم‌بندی نمود و میزان تأثیر و نقش‌های عوامل مرتبط با پروژه را موردبررسی قرارداد. تاخیرات به وجود آمده در پروژه را بر مبنای قابل‌قبول بودن و غیرقابل‌قبول بودن نیز می‌توان تقسیم‌بندی نمود که می‌توان آن را به‌صورت شکل -۲ نشان داد.


شکل ۲- تقسیم‌بندی تأخیرات بر مبنای مجاز و غیرمجاز بودن
در تعریف کلی تاخیرات پروژه، تفاضل زمان پایان واقعی و پایان قراردادی پروژه بوده و تاخیرات برابر مجموع تاخیرات مجاز و تاخیرات غیرمجاز است.

تاخیرات غیرمجاز نیز، تاخیرات ناشی از قصور پیمانکار است و تاخیرات مجاز هم تاخیرات ناشی از قصور کارفرما است. تسهیم تاخیرات مجاز و غیرمجاز هم در خلال پروژه و هم در پایان پروژه اهمیت دارد. ازآنجاکه پیشرفت پروژه در حین اجرا همیشه با توجه به برنامه پروژه محاسبه‌شده و با مبنای برنامه زمان‌بندی قیاس می‌شود و معیار تسریع و تاخیر پیمانکار از برنامه زمان‌بندی است، دقیق و معتبر بودن این مبنا اهمیت ویژه‌ای دارد.

تسهیم تاخیرات و اعمال تأثیر تاخیر مجاز در برنامه موجب اصلاح مبنای محاسبه پیشرفت خواهد شد. هم پیمانکار و هم کارفرما بایستی تلاش کنند که برای کلیه موارد، مستندات لازم و کافی را فراهم کنند تا در مواقع لزوم بتوانند از خواسته‌های خود دفاع کنند. (ترو هید، ۱۳۸۳)


تاخیرات غیرمجاز:
تاخیری که پیمانکار مسئول پاسخگویی به آن است مانند توان پایین مدیریت عملیات اجرایی و عدم هماهنگی میان اجزای کار را غیرقابل‌اغماض (غیرمجاز) گویند. پیمانکار برای این‌گونه تاخیرات، نمی‌تواند زمان اضافی را درخواست کند. در چهارچوب قرارداد فی‌مابین موظف است نسبت به جبران این تاخیرات (به لحاظ زمانی و مالی) اقدام نماید. (همان)

تاخیرات مجاز – غیرقابل‌جبران[۱]:
این تاخیرات به سبب و درنتیجه فاکتورها و عواملی خارج از کنترل کارفرما و پیمانکار به وجود آمده است. تاخیری که نه پیمانکار و نه کارفرما پاسخگو نباشد غیرقابل‌جبران نامیده می‌شود که در بخشهای قبلی به آن‌ها اشاره شد. بلایای طبیعی و نامساعد بودن آب‌وهوا نمونه این تاخیرات هستند. (رضازاده، ۱۳۸۴)

تاخیرات مجاز – قابل جبران[۲]:
دسته دیگر از تاخیرات، قابل جبران (مجاز) هستند که بنا بر دلایل توضیحات داده‌شده در بخش‌های قبلی در آن‌ها کارفرما دلیل اصلی تاخیر است. نمونه این تاخیرات تغییر در دامنه محدوده کار است؛ و در این بخش نیز با توجه به اسناد مدارک پروژه و در چهارچوب قرارداد فی‌مابین ضررها و خسارات پیمانکار محاسبه و کارفرما موظف به پرداخت آن است. به‌طورکلی تاخیرات غیرمجاز از کسر تاخیرات مجاز از کل تاخیرات به دست می‌آید و آنچه محل بحث میان کارفرما و پیمانکار است میزان و تأثیر تاخیرات مجاز در برنامه زمان‌بندی است. (همان)

 طبقه‌بندی تاخیرات مجاز:

برای محاسبه تاخیرات عملیات اجرایی باید علل و عوامل مؤثر بایستی طبقه‌بندی‌شده و تاخیرات محاسبه گردد. تاخیرات مجاز را می‌توان برحسب نوع به گروه‌های مختلفی تقسیم نمود مانند:

افزایش احجام کارهای موجود در برنامه زمان‌بندی، مانند افزایش حجم خاک‌برداری یا خاک‌ریزی،
افزایش فعالیت‌های جدید به برنامه، مانند اضافه شدن فضای جدید به فضاهای قبلی پروژه،
تاخیر در ابلاغ نقشه‌ها و تعیین تکلیف دیتیلهای اجرایی از جانب کارفرما،
تأمین نشدن پیش‌نیازهایی که بر عهده کارفرما است. (وون سون، ۲۰۰۸)
تاخیرهای مجاز را برحسب زمان بروز تاخیر می‌توان به گروه‌های زیر تقسیم کرد:

تاخیرهایی که تاریخ تأثیرشان مستقل از زمان وقوع آن‌هاست؛ مانند افزایش احجام. تأثیر این‌گونه تاخیرات در آخرین برنامه زمان‌بندی مبنا ملاحظه می‌شود؛ به‌طور مثال به نسبت افزایش حجم کار، زمان افزایش پیدا می‌کند.

تاخیراتی که تاریخ تأثیرشان وابسته به زمان وقوع آن‌هاست؛ مانند تغییر نقشه‌های اجرایی تأثیر این‌گونه تاخیرات با توجه به واقعیت اجرا ملاحظه می‌شود. به‌طور مثال شرایط نامناسب جوی با توجه به اینکه کار در کدام مرحله اجرا است ممکن است جزو تاخیرات مجاز یا غیرمجاز در نظر گرفته شود. مثال دیگر تاخیر در تعیین تکلیف دیتیلهای اجرایی است که هم‌اکنون استعلام شده، زمان تاخیر جواب کارفرما از زمان استعلام پیمانکار (با احتساب فرجه زمانی پاسخ) محاسبه می‌شود. (برای ماه، ۲۰۰۸)

مقاله مرتبط: تعهدات پیمانکار در شرایط عمومی پیمان و فیدیک قرمز

دلایل بروز تاخیرات مجاز – قابل جبران
در اینجا به پاره‌ای از دلایل که سبب بروز تاخیرات مجاز می‌گردند اشاره‌شده و راجع به چگونگی ادعای پیمانکار درباره آن توضیحی گذرا داده می‌شود.

دستورات تغییر و انجام کارهای اضافی:
از موارد اجتناب‌ناپذیر اجرای پروژه‌ها، اعمال تغییرات در مشخصات فنی و دستور تغییر در اجرای کارها به دلایل مختلف است. ازجمله این نوع تغییرات الزامی که در حین اجرای قرارداد احتمالاً موجب طرح ادعا از جانب پیمانکاران خواهد شد، می‌توان به:

تغییرات دستوری طبق نظر کارفرما،
تغییرات به دلایل اجرایی و گریزناپذیر،
اشکال یا نقص در مشخصات فنی و برنامه‌ها،
ابهام در مشخصات فنی،
تغییر در عملیات اجرایی به دلیل عدم امکان اجرای یک کار خاص،
نبود شفافیت در تصمیمات و اقدامات اجرایی قبلی یا در جریان کارفرما
اشاره نمود. هر یک از موارد پیش‌گفته یا مشابه آن ممکن موجب و علت طرح ادعا از طرف پیمانکار شود. این موارد ادعا غیر از اختیار کارهای اضافی است که در قالب قانون (اختیار در کاهش و یا افزایش ۲۵ درصد مبلغ قرارداد) و یا توافقات قراردادی به پیمانکار ابلاغ می‌شود (وطن‌خواه ۱۳۸۲).

شرایط فیزیکی نامناسب:

مقاله مرتبط:بررسی مقایسه ای شرایط عمومی پیمان بین المللی فیدیک و شرایط عمومی پیمان ایران

در طول اجرای پروژه در بعضی موارد شرایطی به وجود می‌آید که پیشرفت پروژه را دچار وقفه با توقف می‌کند. در این حالت اگر زمان وقفه یا توقف برای کل کار یا بخشی از آن باشد، این امر برای پیمانکار هزینه اضافی و پیش‌بینی‌نشده ایجاد می‌کند. علت توقف کار ممکن است شرایط پیش‌بینی‌نشده و خارج از اختیار پیمانکار مانند قطع برق و یا سوخت به مدت طولانی و یا تداوم شرایط خاص و نامناسب جوی باشد که در برنامه زمان‌بندی پروژه قابل پیش‌بینی نباشد.

تغییرات جهشی و ناگهانی قیمت مواد و مصالح و سایر منابع:
در سال‌های اخیر قیمت بعضی مواد و مصالح، به علل مرتبط با شرایط اقتصادی و سیاسی جهانی و یا به علت شرایط اقتصادی داخلی، افزایش و جهش ناگهانی پیداکرده است. نظر به اینکه در بعضی موارد بین ارائه پیشنهاد مناقصه به کارفرما تا عقد قرارداد و اجرای پروژه فاصله طولانی به وجود می‌آید و اگر در این فاصله قیمت مواد، مصالح و کالاهای موردنیاز پروژه، تغییرات شدید کند یا تغییر تعرفه گمرکی کالاهای وارداتی که قابل پیش‌بینی نباشد، این موارد موجب طرح ادعای ضرر و زیان از جانب پیمانکاران می‌شود. (رضازاده، ۱۳۸۴)

[۱] Non-EXCUSABLEDELAYS

[۲] EXCUSABLE DELAYS

ارسال شده در:

همانی هستی که همه می گویند؟

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396
06:10
امیرحسین ستوده بیدختی
همانی هستی که همه می گویند؟

روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه می کند. شاگردان شیخ، با دیدن این اوضاع، نگران شدند و پرسیدند: "استاد، چه شده كه اینگونه اشك می ریزید؟ آیا کسی به شما چیزی گفته؟".
شیخ جعفر در میان گریه ها گفت: "آری، یکی از لات های این اطراف حرفی به من زده که پریشانم کرده.".
همه با نگرانی پرسیدند: "مگر چه گفته؟".
شیخ پاسخ داد: "او به من گفت شیخ جعفر، من همانی هستم که همه در مورد من می گویند. آیا تو هم همانی هستی که همه می گویند؟! و این سئوال حالم را عجیب دگرگون كرد.". 

(منبع: سایت یکی بود)


ارسال شده در:
برچسب ها:داستان ،داستانک ،

آیا با قانون اساسی می توان پروژه را اداره کرد؟

یکشنبه 3 اردیبهشت 1396
12:44
امیرحسین ستوده بیدختی
آیا با قانون اساسی می توان پروژه را اداره کرد؟

فرآیند قانون گذاری در جوامع، از زمانی که قانون گذاری وضع گردیده، یک حرکت از بالا به پایین و از کل به جزء بوده است. رهبران جامعه با الهام از خواست مردم و بر اساس آنچه تشخیص می دهند "درست" است، منشور قانون اساسی را تدوین می کنند. این منشور بالاترین و در عین حال کلی ترین بخش از قانون است که به منظور جهت دهی حرکت جامعه و آنچه انتظار می رود در اثر این حرکت محقق گردد، تدوین می شود. بعد از منشور نوبت به قانون اساسی می رسد که در آن آرمان های موردنظر جامعه درج می شود. بایدها و نبایدها در این مستند ثبت شده، بعد از توافق بر آن، بنیان قوانین جاریه که برای اداره جامعه مورد نیاز می باشند، معین می گردد. بر اساس قانون اساسی شقوق مختلف قانون، قانون خانواده، قانون کار، قانون بیمه و به اصطلاح کتب دیگر تدوین می گردند. اما چند موضوع باید در حین قانونگذاری رعایت گردد:

    قوانینی که درسطح جزیی تر قرار دارند، نمی توانند قوانین کلی تر را نقض کنند.
    برای ترمیم قوانین کلی تر شرایط سخت تری قایل می شوند.
    بدون درنظرگرفتن قوانین کلی تر، تدوین قوانین جزیی امکانپذیر نمی باشد.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


قراردادهایی که در اوان پروژه منعقد می شوند، به دلیل اینکه هنوز چشم انداز روشنی از وضعیت پروژه به وجود نیامده است، اقلام کلی و خط مشی ها را ترسیم می کنند، درست مانند قانون اساسی. اما برای اداره کردن و مدیریت پروژه، ضمن لازم بودن، کافی نیستند. در نبود قراردادهای مکمل، مبتنی بر برنامه های پروژه که به نوبه خود انعکاس دهنده واقعیت های پروژه هستند، کار به روش های فعلی که مبتنی بر "زور" هستند می کشد.
آنچه که باعث بروز مشکلات ارتباطات در پروژه ها می شود، مجموعه ای از مطالب هستند که به درستی در متن قراردادها به آنها پرداخته نشده است. البته همانگونه که گفته شد در مقطعی که قرارداد منعقد می شده امکان چنین عملی نبوده است. عدم پرداختن به موضوعاتی که به واقع اصل پروژه را تشکیل می دهند، باعث ایجاد محیطی در پروژه می گردد که در نهایت به پروژه صدمه وارد می سازد. مهم است که در قراردادها این پیش بینی شده باشد که در مقطعی بعد از تأیید توافقات برای همکاری، نحوه دقیق همکاری بر اساس برنامه پروژه تدوین و به تأیید مجدد طرفین قرارداد برسد. 

ارسال شده در:

منش مدیریت پروژه و مک دونالد

یکشنبه 27 فروردین 1396
12:56
امیرحسین ستوده بیدختی
منش مدیریت پروژه و مک دونالد

پارچه نوشته های بزرگی بر سردر رستوران های مک دونالد نصب می شود که بر روی آنها نوشته شده "یک ساندویچ بیگ مک فقط 99 سنت". 99 سنت دقیقاً همان قیمت تمام شده این ساندویچ است. پس شرکت مک دونالد سود خود را از کجا به دست می آورد؟ مشتری وارد رستوران می شود به خیال اینکه غذای امروز وی ارزان تمام خواهد شد. اما در هنگام پرداخت باید 6 دلار پرداخت کند! واقع مطلب این است که آن ساندویچ را نمی شود بدون نوشابه خورد، و قیمت نوشابه مثلاً دو دلار است. با اضافه شدن سیب زمینی و شاید یک دسر سیب مجموع هزینه ها به همان 6 دلار بالغ می گردد.
این تکنیک بازاریابی را به نام روش مک دونالد می شناسند. در این روش، مشتری را با معروف ترین محصول جذب کرده، بعد با فروش محصولات مکمل، به قیمت بالا، سود مورد نظر را به دست می آورند. از طرف مشتری، اگر توجه لازم به این شیوه نشود در انتها خیلی دلخور خواهد شد و از این معامله گله مند. از داستان مک دونالد این نتیجه را می گیرم که به عنوان یک مشتری باید حواسم جمع باشد و بدانم که اصل مطلب کجاست. با تشخیص درست می توان هم به هدف رسید و هم دلخور نشد.
اکثر تکنیک های مدیریت پروژه، آنهایی که در کتب استانداردهای مدیریت پروژه ثبت شده اند، در دهه پنجاه و شصت میلادی تولید شده اند؛ تکنیک مسیر بحرانی، PERT، ارزش کسب شده، آنالیز مشتریان و بقیه آنها. شاید به غیر از زنجیره بحرانی که در اواخر دهه نود به میان آمده دیگر نتوان از تکنیک جدیدی اسم برد. نرم افزارها نیز با توجه به رشد پیکربندی سیستم ها رشد کرده اند. آنچه در کتب مدیریت پروژه بیشتر درج می شود همین تکنیک ها هستند. شاید ما به عنوان خواننده بیشتر به همین تکنیک ها توجه می کنیم. ولی واقعیت این است که تکنیک ها حکم بیگ مک را دارند و اصل سود در جای دیگری نهفته است. آموزش تکنیک های مدیریت پروژه چه در غالب تئوری و چه در غالب نرم افزاری در کوتاه مدتی امکانپذیر است. این کاری است که ما سالهاست به آن مشغولیم، اما به طرز قابل ملاحظه ای نمی توانیم از "فواید" این آموزش ها بهره مند شویم! چرا؟ به دلیل اینکه اصل قضیه در بهره مندی مورد انتظار در جای دیگری قرار دارد که بر روی پارچه نوشته های بزرگ تبلیغاتی دیده نمی شوند. بهره مندی از تکنیک های مدیریت پروژه مدیون استقرار "منش" و رفتار پروژه ای است. سازمان ها حاضر هستند که برای آموزش تکنیک ها هزینه کنند، که این هم خود جای قدردانی دارد! اما برای تغییر رفتار و استقرار منش پروژه ای تا به امروز سازمانی را در کشور مشاهده نکرده ام که جرأت لازم را داشته باشد. توجه کنید! نمی توان تکنیک مسیر بحرانی را در سازمان مستقر کرد وقتی که نظم لازم برای انجام کارها وجود ندارد. نمی توان قراردادها را مدیریت کرد در حالیکه ثبت وقایع پروژه اهمیتی ندارد. نمی توان پروژه را مدیریت کرد در حالیکه معلوم نیست ذینفع مالک است، مدیر است یا پیمانکار!
ما در اوک برای چند وقتی است که با شرکت های بزرگ پروژه ای دنیا در حال تبادل افکار هستیم، آنها بیشتر می گویند و ما بیشتر گوش می کنیم!! در بُعد تکنیک ها و اطلاعات، به نظر می آید که ما نسبت به آنان چیزی کم نداریم. شاید در بسیاری از اوقات دانش و اشراف شرکت های معتبر نسبت به تکنیک ها تعجب ما را بر انگیخته باشد. اما در بُعد منش کار پروژه ای، دنیایی از یادگیری وجود دارد. هنگام تهیه ساختار های تقسیم کاری قبل از اینکه به معیارهای تجزیه بپردازند به مالکیت آن توجه می کنند، چه ارگانی در تهیه، نگهداری و توزیع آن مسئولیت دارد و در انتها باید پاسخگو باشد. برای تشکیل جلسات باید دستور جلسه نوشت و در پایان هم صورت جلسه تهیه کرد. مهمتر از همه چیز، در مقابل تأمین اهداف پروژه در داخل سازمان باید مسئولین و پاسخگویان مشخص گردند. بعد از اتمام پروژه زمانی را برای استراحت و بازیابی انرژی تخصیص می دهند.
رفتار و منش پروژه ای کار کردن نیاز اصلی موفقیت در پروژه هاست، نه بیگ مک تکنیک ها؛ توجه کنیم.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



ارسال شده در:

گروه مدل سازان اطلاعات ساختمان - مطالب مدیریت پروژه، Project Management


گروه مدل سازان اطلاعات ساختمان - مطالب مدیریت پروژه، Project Management,تعطیلی کلیه فعالیت های تجاری
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به گروه مدل سازان اطلاعات ساختمان است. ||